پایان نامه ارشد : تحلیل محتوای کتاب تعلیمات اجتماعی پایه های چهارم و پنجم مقطع ابتدایی بر اساس مهارت های فراشناخت

نظام های تعلیم و تربیت حتی دوره های تاریخی از راه ها، روش ها و ابزار و وسایل مختلف، معانی، مفاهیم، افکار، ارزش ها، مهارت ها، لغات و کلمات و فنون را در قالب موضوعات و محتوای آموزشی به نسل جدید به عنوان محصّل ارائه و منتقل می نماید. کتاب مهم ترین، کهن ترین و شایع ترین وسیله برای آموزش و پرورش است. کتاب های درسی نه تنها عهده دار آموزش اولیه هستند، بلکه به مثابه محرک بیرونی در تربیت اجتماعی افراد، ایجاد انگیزه نسبت به اهداف مختلف فردی و اجتماعی و سوگیری افراد نسبت به هدف های مورد انتظار پذیرش مردم و ایدئولوژی جدید، شکل دادن شخصیت افراد، باورها و فلسفه زندگی، جهان بینی و گرایش افراد، آشنایی با ارزش های اجتماعی، الگوهای عملی، سلسله مراتب نقش ها و راه و رسم زندگی نقش خطیری ایفا می کنند( رستگار،1387).

نظام آموزش فعلی کشور، یک نظام متمرکز و برنامه های درسی آن منحصر به کتاب درسی است که در کل کشور استفاده می شود (مشایخ، 1375). این در حالی است که با توجه به وسعت کشور، تنوع و تعدد اقوام و گونه های جمعیتی و مشکلات ناشی از آن ( مثل دو زبانه بودن شاگردان)، رشد سریع علوم و تکنولوژی، تغییر سریع در هنجارها و ارزش های اجتماعی، ضرورت دارد که کتاب های درسی با دقّت کافی و تا حد امکان، عاری از هر عیب و نقص و مطابق با اهداف تعیین شده و اصول علمی تألیف گردد؛ در این مورد، بررسی محتوای کتاب های درسی می تواند به روشن شدن مسئله کمک کند و نقاط قوت و ضعف احتمالی محتوا، متناسب با اهداف تعیین شده و اصول علمی در اختیار مدیران و برنامه ریزان و مؤلفان کتاب های درسی قرار دهد (یارمحمدیان، 1377). یکی از روش های مناسب برای بررسی

 

پایان نامه

 محتوای کتاب های درسی، روش تحلیل محتواست. تحلیل محتوا، محتوای واقعی یک پیام کلامی و یا غیر کلامی، عوامل تعیین کننده و آثار پیام را بررسی می کند (کوی، 1981).

از طرف دیگر، لوی (1999؛ به نقل از مشایخ، 1375) معتقد است اصطلاح محتوای برنامه ی درسی نه تنها به قسمت ها و قطعه های سازمان یافته ای که به گونه ای منظم، یک رشته علمی را تشکیل می دهند، اطلاق می شود، بلکه شامل وقایع و پدیده هایی که به نحوی، با رشته های مختلف علمی  ارتباط دارند نیز می شود.

فتحی واجارگاه (1384) معتقد است از لحاظ علمی، در برنامه ریزی درسی، حداقل دو نوع محتوا را در هر درس می توان شناسایی کرد:

  1. محتوای مکتوب که همان کتاب های درسی مورد مطالعه است.
  2. محتوای شفاهی مثل توضیحات معلم و تدریس وی در کلاس درس

ماهیت تصمیماتی که درباره ی محتوای برنامه درسی گرفته می شود، پیچیدگی خاصی دارد و تحت تأثیر عوامل و پارامترهای مختلفی است؛ مثلاً جنبه ی نظری (علمی)، جنبه ی اجتماعی و فرهنگی، جنبه ی سیاسی و جنبه ی فردی در انتخاب محتوا؛ یکی از کاربردهای تحلیل محتوای کتاب درسی، تعیین میزان تناسب و همخوانی محتوا با هدف های برنامه درسی است. تحلیل کتاب درسی که با این تعبیر نوعی ارزشیابی از کتاب درسی می تواند تلقی شود، دو بعد صوری و عقلانی دارد:

  1. تحلیل صوری کتاب درسی: با توجه به این که کتاب درسی عنصری اساسی در برنامه درسی است، در صورت جذاب و رنگی بودن، داشتن طراحی مناسب، خط زیبا با فواصل مناسب و کاغذ خوب، امکان یادگیری افزایش می یابد. برای افزایش جذابیت کتاب های درسی توجه یکسان و متعادل به عواملی همچون نژادها، اقلیت ها، مذهب ها، جنسیت، مشاغل و طبقات اجتماعی لازم است. در این بعد از تحلیل کتاب درسی به عوامل ظاهری محتوا همچون مواردی که اشاره شد، توجه شده و تحلیل گر این موارد را بررسی می کند.
  2. تحلیل عقلانی کتاب درسی: این بعد، اهمیت فراوانی در تحلیل یا ارزشیابی کتاب درسی دارد. در این زمینه می توان از تناسب محتوا با سطح رشد عمومی دانش آموزان در گروه سنی، تناسب محتوا با ساختار دانش و سطح رشد شاگردان و تناسب محتوا با تجربیات قبلی و یا علایق و انگیزه های دانش آموزان نام برد (یارمحمدیان، 1377)؛ لذا مسئله اساسی این مطالعه این است که ضمن تعریف و تبیین مفهوم تحلیل محتوای کتاب درسی، ویژگی ها و مراحل تحلیل محتوا، به تشریح مهم ترین مدل ها، تکنیک ها و روش های تحلیل محتوا می پردازد ( به نقل از جعفری هرندی و همکاران، 1387).

1-2.بیان مسئله

کتاب درسی یکی از مهم ترین ابزار آموزش و در بر دارنده ی محتوای برنامه درسی است؛ از این رو بررسی محتوای کتاب های درسی، به دلایل مختلف همچون مطابقت با اهداف درسی، شناسایی نقاط قوت و ضعف کتاب های درسی امری ضروری است. این بررسی می تواند به روش های مختلفی صورت گیرد که تحلیل محتوا متداول ترین این روش هاست (جعفری هرندی و همکاران،1387). برنامه ریزی درسی نیز همواره تحت تاثیر رویکردها و دیدگاه های مختلفی قرار داشته است. هر یک از این رویکردها، اساس فعالیت های مربوط به برنامه درسی را تشکیل داده و به نوعی در مراحل، عناصر و ارکان برنامه های درسی تأثیر داشته اند، این رویکردهای عملی توسعه و قوای ذهنی یا عقلانی انسان را مورد توجه قرار می دهند. بر پایه این رویکردها مهم ترین کارکرد مدارس و مراکز تربیتی آن است که به فراگیران کمک کند تا چگونگی یاد گرفتن را بیاموزند و همچنین فرصت های یادگیری را برای تقویت و توسعه ی انواع مهارت ها و توانایی های ذهنی به ویژه، مهارت فراشناخت در آنان بوجود آورند. فراشناخت یکی ازرویکردهای ویژه است که به عنوان آموزش و پرورش اندیشیدن شناخته شده است. به عبارتی، فراشناخت نمایه ی عقل تربیت شده یا تفکر تربیت یافته است که باید در طراحی برنامه های درسی به طور جدّی مورد عنایت قرار گیرد. مهارت فراشناختاز نظر متخصصان مختلف، دارای مؤلفه های متفاوتی می باشد که در فصل دوم به تفصیل بیان شده است.  این پژوهش در نظر دارد محتوای کتاب درسی تعلیمات اجتماعی سال چهارم و پنجم ابتدایی را بر اساس مؤلفه های فراشناخت ( صفری (2009) 1- دانش فراشناختی؛ 2- روش ها؛ 3- راهبردهای مطالعه) مورد تحلیل قرار دهد و میزان بهره گیری از هر یک از این مؤلفه ها در تألیف کتاب فوق الذکر را بررسی  کند.

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی

درخواست بد!

پارامتر های درخواست شما نامعتبر است.

اگر این خطایی که شما دریافت کردید به وسیله کلیک کردن روی یک لینک در کنار این سایت به وجود آمده، لطفا آن را به عنوان یک لینک بد به مدیر گزارش نمایید.

برگشت به صفحه اول

Enable debugging to get additional information about this error.